فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
478
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
مىگذاشت شهر و دژ و نيروى دريائى هرمز زودتر دچار مخاطره مىشد . بديهى است كسانى كه از دور دستى بر آتش دارند نمىتوانند به اتخاذ تدابير مقتضى بپردازند . اگر روىفلر شخصا دربارهء ساختمان دژ قشم تصميم مىگرفت در مرحلهء نخست آن را طورى بنا مىكرد كه قادر باشد لااقل يك ستون نظامى متوسط دشمن را براى مدتى سرگرم كند و از رسيدن به هرمز بازدارد و در صورتى كه متوجه مىشد كه دژ قدرت مقابله با دشمن را ندارد - چنان كه بلافاصله اين امر معلوم شد ، به شيوهء فرماندهان بزرگ و محتاط آن را خراب مىكرد و توپهايش را به هرمز انتقال مىداد . سرانجام با تصميم روىفلر بر ماندن در قشم ، كشتيهاى كوچك و بزرگ جنگى و كشتيهاى بارى بادباندار كه تعدادشان به بيست بالغ مىشد ، براى آنكه در جائى مطمئن و تحت حمايت توپهاى برج سن پير باشند تا حد ممكن خود را به دژ هرمز نزديك كردند و اين تنها اقدام احتياطى هرمزيان بود بدون آنكه هيچگونه مقدمات ديگرى براى جنگ فراهم كرده باشند . با اينكه همه مىدانستند خان شيراز با عدهء كثيرى سواره نظام و توپخانهاى سنگين از شيراز بسوى لار در حركت است و در همان حال سه هزار مرد از اعراب و مردم محلى لار دژ قشم را محاصره كردهاند و براى نزديك شدن به ديوارها به نقبزنى پرداختهاند ، تعداد افراد پادگان روى فلر در قشم از دويست پرتغالى و دويست و پنجاه عرب ، كه به دستور شاه هرمز هنگام جنگ بندر از جلفار به قشم كوچ داده شده بودند متجاوز نبود . اين اعراب كه از سكنهء كوهستان حمادى ناحيهء موغستان بودند و بدينسبب در هرمز به حماديه شهرت داشتند و در نخستين جنگ نيز در دفاع از بندر شجاعتى خارقالعاده از خود بروز داده بودند ، چند بار از دژ قشم خارج شدند و عدهء زيادى از اعراب لشكر دشمن را كشتند و به كمك چند پرتغالى كه عقبنشينى آنها را تسهيل مىكردند ، چند نقب را از مهاجمان پاك كردند . پيشتر گفتهايم كه ساختمان دژ قشم به هيچ نمىارزيد ؛ محوطهء